پیدا





من به در گفتم (طریقت) بشنوند

درخواست حذف اطلاعات


۩۩۩☫من به در گفتم (طریقت) بشنود ☫۩۩۩
پیش از این ها حال دیگر داشتیم * هرچه می گفتند باور داشتیم

مابه شعری ساده عادت داشتیم * پیشه در گنج قناعت داشتیم

حاکمان زهر هلاهل خورده اند * مِهرورزان مُهر باطل خـورده اند

باز بحثِ آهنِ تفتیده است * برعقیل آن مرتضی خندیده است

کو فقط حرفی از آهن مانده است * شمع بیت المال روشن مانده است

با خودم گفتم تو شاعر نیستی * آگـــــه از سرّ جواهر نیستی

غرق دریای حکومت نیستی * شیعه وُ مولای اُمت نیستی

عین کفری ایستاده بر * ابن مُلجم ها فراوانند باز

خواستم شعری بگویم دیر شد * واژه هایم ط ی تکفیر شد

قصه از نا گفته بسیار است باز * دردهـــا وار وار است باز

دستهارا باز در شبـهای سرد * ها کنید ای ک ن دوره گَرد

مژدگانی ای خیابان خواب ها * می رسد ته مانده ی بشقاب ها

سر به لاک خویش بردیم ای دقیق * نان به نرخ روز خوردیم ای دقیق

قصّه های خوب رفت از یادمان * بی خبر م م از بنیادمان

صحبت از عدل و عد دربه در * شد سخنرانی جوابت دربه در

گفته ام من دردها را بارها * خسته ام من خسته از تکرارها

من به در گفتم (طریقت) بشنوند * این شریعت را حقیقت بشنود ۩خــُلدستان طریقت ( صفحه جدید )۩۩ محمّدمهدی طریقت در ادامه مطلب ↘